هم خودكفا هستيم، هم واردكننده مرغ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! چی میگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
معاون وزير جهاد كشاورزي در سال گذشته اعلام كرد نه تنها در توليد گوشت مرغ خودكفا شده ايم بلكه توان صدور 30 هزار تن گوشت سفيد را نيز داريم.
با اين همه شاهد بوديم كه در اسفندماه سال گذشته نه تنها گوشت مرغ صادر نشد كه مرغ هاي برزيلي هم وارد شد و طبق مصوبه وزارت بازرگاني قرار شد هر كيلو گوشت آماده طبخ 2200 تومان به فروش برسد تا بازار شب عيد تنظيم شود، اما قيمت عرضه مرغ نشان مي داد از هفته اول فروردين تا به امروز، كسي مرغ 2200 توماني را در خواب هم نديده است،
چه برسد به خريد مرغ ارزان!؟؟؟؟
يعني به واقع، قيمت مرغ را همواره عرضه و تقاضا تعيين مي كند، اما سؤال اصلي اين است حال كه وزارت بازرگاني به عنوان متولي قيمت گذاري و تنظيم بازار پروتئين فعال است چرا وزارت جهاد كشاورزي براي حمايت از مرغداران زمان بندي توليد و عرضه را مديريت نمي كند تا مرغداران كشور بيش از اين ضرر نكنند.
وزارت جهاد كشاورزي همواره از تعداد جوجه يكروزه توليدي، تعداد واحدهاي مرغداري گوشتي، ظرفيت آنها و سرانه مصرف مطلع است و به راحتي با برنامه ريزي پرورش، توليد و كشتار مي تواند به مرغداران توصيه كنند كه در چه ايامي از سال جوجه ريزي نمايند تا شهرستان ها به ناگهان با حجم انبوه كشتار مرغداري هاي خود و كاهش قيمت، يا نبود كشتار و افزايش قيمت مواجه نشوند.
مثلا در شهري مثل گرگان اگر روزانه 70 تن گوشت سفيد مصرف شود، في المثل يك هفته در اين شهر روزانه، 50 تن گوشت مرغ عرضه مي شود و باعث افزايش بي رويه قيمت تا 3400 تومان براي هر كيلو و سود بردن دلالان مي شود و يك هفته بعد روزانه 150 تن ارائه مي گردد كه اين امر موجب كاهش شديد قيمت تا 2200 تومان براي هر كيلو و متضرر شدن مرغداران مي شود.
اينجاست كه هم مرغدار در توليد شكست مي خورد و هم خريدار و مصرف كننده متضرر مي شود.
توصيه مي شود حال كه وزارت بازرگاني مسئوليت تنظيم بازار مواد پروتئيني را عهده دار شده است و رئيس مجلس به داد گاوداران صنعتي مي رسد لااقل بررسي شود كه اگر خودكفا هستيم چرا مرغ برزيلي وارد مي كنيم؟ اگر كشور از ظرفيت و پروانه بهره برداري اشباع است چرا مجددا پروانه صادر مي شود؟
اگر پروانه مي دهيم چرا ابزار توليد و امكانات بهره وري از توليد را در حمايت از مرغدار ارائه نمي كنيم؟ و چرا صاحب پروانه و مجوز را مثلا با 10 ميليون تومان نقدينگي به بانك معرفي مي كنيم كه 500 ميليون تومان وام بگيرد و نهايتا نيمه كاره ساخت و ساز رها شود و بانك به دنبال مطالبات لاوصول بدود و مرغدار از هستي ساقط شود. و هزار چراي ديگر!!

دامپزشکی: